تبلیغات
دبیرستان نمونه دولتیعلامه طباطبایی شهرستان امیدیه - پاسخ به 10 سوال بزرگ هستی (2)

امروز:

پاسخ به 10 سوال بزرگ هستی (2)

 

۵ - آیا ما هنوز در حال تطوریم؟

انسانها با دیگر حیوانات تفاوت دارند.
آنان قادرند با استفاده از وسایل مصنوعى زاد و ولد خود را کنترل کنند.
تنها به خوردن و تولید مثل نمىاندیشند و حتى از این توانایى برخوردارند که در مولکول "دىان آ" خود دستکارى کنند و نوزادانى مهندسى شده به دنیا آورند.
آیا از این مقدمات می‌‌توان نتیجه گرفت که آدمى از سیطره فرایند تطور رهایى یافته است؟ پاسخ منفى است.
فرایند تطور متکى به دو ساخت و کار اصلى شامل تغییراتى که قابل به ارث برده شدن هستند و گزینش تغییرات مورد نظر باز می‌‌گردد.
همه شواهد حکایت از آن دارد که آدمیان در حال تغییر هستند.
منشا این تغییر ژنتیکى است که آهنگ وقوع آن در حال حاضر به همان میزان است که در طول تاریخ تطور بوده است ،اما در مورد گزینش چه می‌‌توان گفت.
به نظر می‌‌رسد که پزشکى جدید و فناورى مدرن این امکان را فراهم آورده که تولید مثل تنها منحصر به کسانى نباشد که از بهترین مشخصه‌هاى طبیعى برخوردارند.
روشهاى درمانى اجازه می‌‌دهد بر بسیارى از بیمارىها و جراحت‌هایى که در زمانى نه چندان دور در گذشته موجب مرگ و میر افراد می‌‌شد، غلبه شود.
انتخابهاى افراد هم اکنون تابع فشارهاى تطورى نیست بلکه ناشى از اطلاعاتى است که از محیط اجتماعى در اختیارشان قرار می‌‌گیرد. تکنولوژى‌ها و ابزارها از قدیم ترین ایام بر ژنهاى ما تاثیر گذارده‌اند.
به عنوان مثال گسترش روشهاى دامدارى اجازه داد شمار زیادترى از پروتئین‌هاى لبنى بهره مند و ابزارها سبب شدند کارهاى افراد بدون آنکه عضلاتشان رشد بیش از حد داشته باشد، تسهیل شوند. اما تغییراتى که انسان در محیط بوجود می‌‌آورد در مقیاس دیگرى نیز بر ژنها تاثیر می‌‌گذارد. آلودگیهاى محیط زیست موجب ظهور انواع بیماریهاى تازه شده است. هر یک از این قبیل تحولات بدون تردید بر روى نحوه تطور آدمى تاثیر بر جاى می‌‌گذارد.
مهندسى ژنتیک نیز می‌‌تواند بر خلاف نظر بسیارى از افراد به جاى آنکه بر میزان کنترل افراد بر طبیعت و بر فرایند تطور بیفزاید ممکن است موجب بروز نتایج ناخواسته‌ای در زمینه تغییرات تطورى شود.
اطلاعات آدمى در مورد نحوه تعامل ژنها به اندازه‌ای ناچیز است که هر نوع کوشش در زمینه مهندسى کردن ژنهاى انسان‌ها می‌‌تواند تبعات کاملا نامطلوبى پدید آورد.
در این میان آنچه که می‌‌توان با اطمینان درباره آن سخن گفت ، آن است که حوضچه ژنتیکى ما که در بردارنده همه ژنهاى ماست ، دایما در حال تغییر است و به این ترتیب دومین معیار تطور، علاوه بر معیار تغییراتى که به ارث برده مىشوند، نیز تحقق یافته است.
اما این نکته که سرانجام این تغییرات تطورى چه خواهد بود رازى است که کسى از آن آگاه نیست.

٦ - جنسیت چه کارکردى دارد؟

زیست شناسان در صد سال گذشته تحقیقات زیادى در خصوص پدیده جنسیت و مساله توالد و تناسل از طریق آمیزش جنسى به انجام رسانده‌اند.
ظاهر کارکرد این پدیده بسیار ساده است.
در میان جانداران پر سلولى توالد و تناسل از این طریق مناسبترین راه براى انتقال ژنهاى خود به نسلهاى بعدى در عین تضمین وجود حد زیادى از تنوع و تکثر در آنهاست.
اما این استدلال از یک پاشنه آشیل جدى رنج می‌‌برد : تکثیر و ازدیاد نسل از طریق ارتباط جنسى از یک دیدگاه تطورى عملى بسیار پر هزینه است.
یک مجموعه ماهىها را در نظر بگیرید که در دریاچه‌ای زندگى می‌‌کنند و با یکدیگر بر سر منابع محدود موجود در دریاچه در رقابتند.
ماهىها از طریق ارتباط جنسى خود را تکثیر می‌‌کنند.
معناى این امر آن است که در دریاچه هم ماهى نر موجود است و هم ماهى ماده و هر دو گروه براى استفاده از منابع با هم در رقابت دائم بسر می‌‌برند.
حال فرض کنید که یک ماهى بر حسب تصادف شیوه تولید مثل به طریقه غیر جنسى را کشف کند.
همه فرزندان این ماهى ماده خواهند بود و فرزندان آنها نیز قادرند بدون نیاز به جنس مخالف فرزندان بیشترى تولید کنند.
در طى چند نسل فرزندان همین یک ماهى تنها از حیث شمار بر تمامى ماهى نر و ماده دیگرى که از طریق جنسى خود را تکثیر می‌‌کنند پیشى می‌‌گیرند و آنها را به سمت انقراض می‌‌راند.
به عبارت دیگر در مبارزه هر روزه براى بقا، به نظر می‌‌رسد که تولید مثل از طریق ارتباط جنسى یک شیوه بازنده به شمار می‌‌آید.
اما اگر از چشم اندازى کلىتر به مساله نگریسته شود این نتیجه گیرى درست نخواهد بود.
بدون ارتباط جنسى میان دو جنس مخالف ، در طول چند نسل جهش‌هاى مخرب ژنتیکى در بدن فرزندان و نسلهاى بعدى انباشته می‌‌شود و نسل جاندارى را که به شیوه غیر جنسى تکثیر می‌‌شود به سمت انقراض می‌‌برد.
شواهد تجربى نشان می‌‌دهد که اکثریت جاندارانى که به شیوه‌هاى غیر جنسى تکثیر می‌‌شوند تنها به مدت چند ده هزار سال دوام می‌‌آورند و سپس منقرض مى شوند.
با این حال این توضیح و تبیین براى روشن ساختن این نکته که چرا
۹۹/۹ درصد جانداران پر سلولى از راه ارتباط جنسى خود را تکثیر می‌‌کنند، پاسخ کاملى به نظر نمىرسد.
از دیدگاه فرایند تطور بقاى نسل در چند هزار سال اینده از اهمیت چندانى برخوردار نیست.
آنچه که اهمیت دارد بقاى این ارگانیزم در تنازع روزمره است.
بنابراین ارتباط جنسى باید از دیدگاه بقاى عاجل ارگانیزمها نیز نقشى داشته باشد.
در پاسخ به این مساله ، یک دوجین فرضیه پیشنهاد شده است که بیشتر آنها توجه خود را به توانایى ارتباط جنسى براى ایجاد تنوع و تکثر در زیست محیط معطوف می‌‌کنند.
بر مبناى این استدلالها از آنجا که زیست بومهایى که ارگانیزمهاى زنده در آن بسر می‌‌برند می‌‌توانند با سرعت دستخوش تحولات اساسى شوند.
در این شرایط تنها آن دسته از موجوداتى که از قابلیت انطباق زیاد با شرایط تازه برخوردار هستند، می‌‌توانند برجاى بمانند و ارتباط جنسى و تکثیر از این طریق ، بر خلاف تکثیر غیر جنسى، چنین تنوع و قابلت انعطافى را ایجاد مى کند.
این پاسخ جالب توجه است ، اما اشکال آن در این است که تاکنون هیچ کسى نتوانسته بر مبناى شواهد تجربى صحت آن را در جهان طبیعت نشان دهد.
یک استدلال دیگر آن است که ظهور ارتباط جنسى ناشى از مزایایى بوده که در دراز مدت به ارگانیزم‌هاى زنده اعطا شده اما در عین حال این پدیده از این خاصیت برخوردار بوده که پس از ظهور حذف آن غیر ممکن شده است.
به اعتقاد برخى زیست شناسان آن نوع تقسیم سلولها که موجب ظهور دو نوع مختلف سلول موسوم به تخمک و اسپرم شد، در همان مراحل اولیه ظهور موجودات اتفاق افتاده و به این اعتبار چنان با فرایند حیات عجین شده است که دیگر نمى توان آن را زایل ساخت.
این پاسخ نیز درخور توجه است اما با این مشکل مواجه است که تکلیف این پرسش را نامعلوم می‌‌گذارد که اساسا چه شد که آن نوع تقسیم سلولى خاص بوقوع پیوست؟

۷ - آیا می‌‌توان از پیر شدن جلوگیرى کرد؟

هیچ کسى بطور جدى باور ندارد که بتواند به عمر جاودان دست یابد، با اینهمه اغلب مردم علاقه مندند از شر دشواریهاى پیرى راحت شوند.
مشکل در این است که دانشمندان هنوز به اندازه کافى درباره این فرایند اطلاع ندارند تا بتوانند در آن دخالت کنند.
نظریه رسمى در مورد پیرى مبتنى بر آن است که این فرایند به واسطه آسیبهایى که به بافتها وارد می‌‌شود پدید می‌‌آید.
در زمره اصلىترین عواملى که به نظر می‌‌رسد در این میان نقش دارند "رادیکالهاى آزاد" موادى سمى هستند که در هنگام سوخت و ساز انرژى و غذا در بدن تولید می‌‌شوند.
برخى محققان به منظور آزمودن این فرضیه اقدام به عرضه استراتژىهایى جهت افزودن طول عمر کرده‌اند که مبتنى بر مقابله با این رادیکالهاى آزاد است.
به نظر می‌‌رسد که ویتامین‌ها و مواد ضد سمى طبیعى در این زمینه کمک کار هستند.
همین امر موجب شده است که صنایع غذایى مکمل به فروش چشمگیرى در کشورهاى مختلف دست یابند.
یک فرضیه دیگر بر این نکته تاکید دارد که کم خورى می‌‌تواند موجب افزایش طول عمر شود.
در آزمایش‌هایى که بر روى موشها انجام شده مشاهده شده است موشهایى که در حالت گرسنگى نگاه داشته می‌‌شوند به مراتب عمرى طولانىتر از موشهاى پرخور دارند.
برخى افراد نیز کوشیده‌اند همین استراتژى را در مورد خود اعمال کنند.
اینان یک سوم کالرى دریافتى روزانه خود را کم کرده‌اند.
شواهد نشان مى‌دهد فعالیت قلب و عروق این افراد بهبود یافته اما عوارض دراز مدت این استراتژى هنوز روشن نیست.
مشکل دیگر این روش در آن است که همه افراد حاضر نیستند دائما احساس گرسنگى کنند.
یک نظریه دیگر در مورد علت پیرى بر این نکته انگشت می‌‌گذارد که پیرى عبارت است از تحلیل رفتن و نابود شدن تدریجى ارگانیزمها که به علت فرایند تطور و به منظور بقاى نسلهاى بعدى برنامه ریزى شده است.
مدافعان این نظریه به بررسیهاى ژنتیکى اخیر اشاره می‌‌کنند که طى آن نشان داده شده اگر ژنى موسوم به "داف -
۲ "یا معادل آن در بدن کرمها، ماهیها یا موشها حذف شود، این جانوران عمرى طولانىتر پیدا خواهند کرد.
این ژن خاص رمزکننده ، گیرنده هورمون خاصى است که کارکردهاى زیادى را کنترل می‌‌کند.
این امر احتمالا نشانه آن است که این کجراى ژنتیکى یک شاهراه اصلى در خصوص پدیده پیرى است.
اما یک نقطه ضعف این نظریه آن است که براى آنکه ژنى بر روى فرایند پیرى تاثیر بگذارد لازم نیست در حریان فرایند طولانى تطور براى این منظور آماده و برنامه ریزى شده باشد بلکه بروز یک جهش تصادفى نیز می‌‌تواند یک ژن را براى این منظور آماده سازد.
به این ترتیب نزاع میان این نظریه و نظریه نخست که عنصر اسیب رسیدن را مسوول می‌‌داند هنوز به قوت خود باقى است.
با این حال کشف ژن "داف -
۲ " هیجان زیادى در میان زیست شناسان برانگیخته و بسیارى معتقد شده‌اند که این ژن بواقع می‌‌تواند دوره عمر را طولانى کند.
اما مساله در اینجاست که آنچه در مورد کرم و ماهى و موش صادق است لزوما در مورد آدمى صدق نمىکند.
با این حال صرف کشف یک مجراى ژنتیکى مرتبط با پیرى در پستاندارى نظیر موش ، خبر حائز اهمیتى است.



نوشته شده در : دوشنبه 27 مهر 1388  توسط : ابراهیم دیالم.    نظرات() .

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر