تبلیغات
دبیرستان نمونه دولتیعلامه طباطبایی شهرستان امیدیه - پاسخ به 10 سوال بزرگ هستی (3)

امروز:

پاسخ به 10 سوال بزرگ هستی (3)



۸ - آیا هوش امرى اجتناب ناپذیر است؟

این ایده که هوش قله دستاوردهاى تطورى است براى آدمى آرامش بخش است.
اما اگر این خودخواهى انسان گرایانه را کنار بگذاریم می‌‌توانیم به مساله به نحو دیگرى نظر کنیم : هوش تنها یکى از انواع پاسخهاى ممکن در خصوص نیاز به انطباق با محیط است.
اگر موجودى در یک محیط کاملا متعین رشد کند، به سخت افزارهایى مجهز مىشود که نیاز به رشد هوش را در آن مرتفع می‌‌سازد.
این موجود می‌‌تواند در محیط زیست خود صرفا با تکیه به غرایز، شانس بقاى خود را به حداکثر برساند.
هوش مخصوص محیطهایى است که شرایطى که در آنها پدید می‌‌آیند قابل پیش - بینى نیستند و یافتن مناسبترین راه براى بقا نیازمند انجام محاسبات و بررسىهاى جدید در هر مورد است.
اما آیا معناى این امر آن است که در شرایط زندگى کنونى نیز ظهور پدیدار هوش غیر قابل اجتناب بوده است؟ پاسخ این پرسش چندان ساده نیست.
واقعیت آن است که فرایند تطور موافق مشخصه‌هایى است که در مجموع فواید آنها بر زیان‌ها و هزینه‌هایش بچربد.
اما در مورد مغز که جایگاه هوش محسوب می‌‌شود باید توجه داشت که این عضو در حالیکه ۲۰ درصد کل انرژى تولید شده در بدن را مصرف می‌‌کند تنها۲ درصد کل بدن وزن دارد.
از این گذشته هزینه‌هاى شناخته نشده دیگرى نیز با این عضو همراه است.
به عنوان مثال در تحقیق جدیدى که امسال منتشر شد، پژوهشگران نشان داده اند که مگس‌هاى میوه‌ای که به گونه‌ای پرورش یافته‌اند که از مگس‌هاى دیگر با هوش تر باشند در زمانى که منابع غذایى محدود می‌‌شود شانس بقاى کمترى از همجنسان کم هوشتر خود دارند.
با اینهمه در طول فرایند تطور پدیده هوش فواید و مزایاى زیادى از خود آشکار ساخته و در مجموع این فواید بر هزینه‌هاى آن می‌‌چربد.
از همین روست که حتى جانوران بسیار ساده نیز درجه‌ای از انعطاف رفتارى را در محیطهاى مختلف از خود آشکار می‌‌سازند که حکایت از وجود درجه‌ای از هوش در آنها دارد، اما نباید از یاد برد که هوش آدمى به نحو کیفى در تراز دیگرى قرار دارد و واجد خصیصه خلاقیت است.
سوال این است که ایا وجود این نوع هوش امرى اجتناب ناپذیر است؟ شاید چنین باشد.
هوش در همان حال که پاسخ تطور به مساله پیش بینى ناپذیرى است ، به نوبه خود انواع رفتارهاى پیچیده و پیش بینى ناپذیر را نیز بوجود می‌‌آورد.
به این ترتیب نوعى بازخورد (فید بک ) مثبت در مورد هوش وجود دارد.
این بازخورد بخصوص در شرایطى که رفتار یک جانور بر بقاى دیگر جانداران تاثیر می‌‌گذارد شدیدتر است.
شاید به همین علت است که پدیده هوش در جانوران اجتماعى نظیر میمونهاى نزدیک به انسان رایج تر است.
انسانها عالىترین نوع حیوانات اجتماعى به شمار می‌‌آیند.
انسانها قادرند محیط زیست خود را به گونه‌ای پیچیده تغییر دهند و اشکال تازه‌ای در آن خلق کنند، اما بازخورد مثبت همه ماجرا نیست.
نوعى عنصر شانس و تصادف نیز در ماجرا نقش داشته است.
به عبارت دیگر اگر ماجراى تطور موجودات زنده که در کره زمین از حدود چهار میلیارد سال قبل آغاز شد بار دیگر از نو به اجرا در آید شانس ظهور پدیده هوش در طى این مدت چندان زیاد نیست.
البته اگر بر طول زمان افزوده شود، احتمال ظهور این پدیدار افزایش خواهد یافت.

۹ - آگاهى چیست؟

توصیف پدیدار آگاهى ظاهرا بسیار ساده است.
آگاه بودن یعنى احساس هشیارى نسبت به خود و محیط اطراف.
مطلع بودن از تفاوت میان خود و جهان اطراف و دارا بودن احساس حضور داشتن در محیط و نیز توجه داشتن به جریان مستمر اندیشه‌هایى که در قالب روایتهاى مختلف ، جریان آگاهى و خودآگاهى را شکل مى دهند.
اما از این تراز ساده توصیفات که گذر کنیم مساله آگاهى به صورت یکى از دشوارترین مسائلى که علم امروز با آن روبروست آشکار می‌‌شود.
به همین علت است که براى مدتى طولانى مطالعه درباره آگاهى در انحصار فلسفه و دین قرار داشت ، اما در سالهاى اخیر زیست شناسان و بخصوص زیست - عصب شناسان نیز به این مساله توجه کرده‌اند.
برخى از این دانشمندان امیدوارند با تهیه تصاویر فعالیت‌هاى مغز، و ضبط تحرکات الکتریکى آن بتوانند بخش‌هاى عصبى مرتبط با آگاهى را شناسایى کنند.
به عبارت دیگر این امر باید کمک کند که بتوان زمانى که افراد در حالت آگاهى بسر می‌‌برند، انچه را که در مغزشان می‌‌گذرد تشخیص داد.
هر چند در این زمینه پیشرفتهایى بدست آمده اما هنوز روشن نیست که ربط فعالیت‌هاى مغز با حالت آگاهى چیست.
چنین نیست که زمانى که آگاه هستیم یک ناحیه مخصوص از مغز فعال باشد و زمانى که آگاه نیستیم آن ناحیه از تحرک عارى باشد.
به همین ترتیب به نظر نمىرسد که آستانه خاصى از فعالیتهاى عصبى موجود باشد که در فراتر از آن بتوان حالت آگاه بودن را به اشخاص اسناد داد.
حالت شیمیایى - عصبى خاصى نیز وجود ندارد که بتوان گفت حضور آن معادل است با حضور پدیده آگاهى.
اما حتى اگر بپذیریم که اگاهى ناشى از تحرکات خاص مغز است (فرضى که مورد قبول همه محققان نیست ) و حتى اگر بتوان الگوهاى معینى را در فعالیت مغز پیدا کرد که بتوان آنها را با آگاهى مرتبط ساخت ، بازهم یک مساله اساسى خودنمایى می‌‌کند : چرا باید فعالیت یک تعداد عصب و سلول عصبى احساس خاصى را بوجود آورد؟ چرا فشار دادن انگشتان موجب احساس درد می‌‌شود؟ چرا گل سرخ به رنگ سرخ در برابر چشمان ما ظاهر می‌‌شود؟ محققان براى این موضوع عنوان "مساله سخت مربوط به پدیده آگاهى" را انتخاب کرده‌اند.
برخى کوشیده‌اند با تکیه به آنچه که پدیده‌ها یا خاصه‌هاى ظاهرشونده مربوط به شبکه عصبى نامیده می‌‌شوند این مساله را تبیین کنند.
پدیده‌هاى ظاهرشونده آن دسته از پدیده‌ها هستند که بر اثر تعامل اجزاى مختلف شبکه سلولهاى عصبى ظاهر می‌‌شوند اما در هیچ یک از سلولهاى عصبى به تنهایى یافت نمىشوند.
اما همه محققان از این مدل تبیین کننده راضى نیستند و شکافى که میان تراز سلولهاى عصبى و پدیده آگاهى وجود دارد را پر ناشدنى می‌‌دانند.
برخى کوشیده‌اند براى پر کردن این شکاف از مکانیک کوانتومى و ریاضیات پیشرفته کمک بگیرند، اما به اعتقاد کسانى که این شکاف پر شدنى نیست ، مغز ما قادر نیست پدیده آگاهى را در مورد خود تشخیص دهد زیرا هر سیستم براى تشخیص سیستم دیگر باید در تراز ادراکى بالاترى نسبت به آن قرار داشته باشد.
گروهى نیز بر این اعتقادند که اساسا کل پدیده آگاهى نوعى وهم و تصور باطل است.

۱۰ - چرا به خواب می‌‌رویم؟

هر فرد بطور متوسط یک سوم عمر خود را در خواب می‌‌گذراند.
بى‌خوابى سریعتر از بى‌غذایى موجب مرگ آدمى می‌‌شود.
به نظر می‌‌رسد که خواب نقشى اساسى در زیست شناسى ایفا می‌‌کند و همه حیوانات و حتى سلولهاى عصبى نگاهدارى شده در لوله آزمایش نیز به خواب مىروند با این حال هنوز نمىدانیم که خواب براى چیست.
البته نظراتى در این زمینه وجود دارد.
از نظریه‌هاى خیلى پیش پا افتاده و آسان تا دیدگاههاى پیشرفته تر مربوط به پردازش اطلاعات در حافظه ، اما هیچ یک از این دیدگاهها مورد تایید قرار نگرفته و تنها چیزى که کارشناسان مىتوانند بر سر آن توافق کنند، آن است که هیچ پاسخ خرسندکننده‌ای هنوز بدست نیامده است.
بخشى از مشکل ناشى از این امر است که خواب متشکل از دو حالت کاملا متفاوت است.
حالت اول موسوم به "حرکت سریع چشم " است که طى آن در حالیکه پلکها بسته‌اند چشمها با سرعت از سویى به سوى دیگر می‌‌روند.
در این حال مغز بسیار فعال است و اغلب رویا دیدن‌ها در این مرحله رخ مى دهد.
دوم ، حالت عدم حرکت سریع چشم‌ها که حالت خواب عمیق است و نوعى شرایط عمیق غیرهشیارى بر شخص حاکم می‌‌شود.
این دو حالت چنان از یکدیگر متفاوتند که نمىتوانند اهداف واحدى داشته باشند.
در عین حال این دو حالت از برخى جهات با یکدیگر مرتبط هستند.
در دنبال حالت خواب عمیق که چشم‌ها حرکت نمىکنند معمولا دوره‌ای از حالت حرکت سریع چشم‌ها ظاهر می‌‌شود.
این امر احتمالا نشانه آن است که این دو نوع کارکرد به نحوى به یکدیگر مرتبط هستند.
با وجود همه ابهامى که در مورد کارکرد خواب وجود دارد یک نکته روشن است ، خواب با مغز و فعالیت‌هاى مغزى ارتباط دارد.
علت این امر آن است که حیوانات به خواب می‌‌روند ولى گیاهان چنین نیستند.
در عین حال ارگانهاى دیگر غیر از مغز، نظیر قلب یا کبد یا ریه یا عضلات به خواب نمىروند.
این نکته ممکن است به ظاهر بدیهى و ساده به نظر برسد اما واقعیت این است که تنها در سال جارى بود که دانشمندان دریافتند بخش بزرگى از مغز موسوم به مخچه در فرایند خواب نقش اساسى بازى می‌‌کند.
با توجه به این اکتشاف که خواب فرایندى است که کل مغز در آن شرکت دارد، این توافق در میان محققان پیدا شده که در هنگام خواب عمیق ، مغز آسیبهایى را که به واسطه رادیکالهاى آزاد بدان وارد شده ترمیم می‌‌کند.
رادیکالهاى آزاد موادى هستند که بر اثر فرایند سوخت و ساز در بدن بوجود می‌‌آیند و به بافتها آسیب می‌‌رسانند.
بقیه اندامهاى بدن آسیبهایى را که بر اثر برخورد رادیکالهاى آزاد پدید می‌‌آید از طریق تولید سلولهاى تازه جبران می‌‌کنند، اما این امکان در اختیار مغز قرار ندارد.
به این ترتیب مغز نظیر اتوبانى که کارگران باید در هنگام شب تعمیرش کنند، فعالیتش را متوقف می‌‌کند و به تعمیرات می‌‌پردازد.
برخى از شواهد تجربى این نظر را مورد تایید قرار می‌‌دهد.
از جمله اینکه حیواناتى که میزان سوخت و سازشان بیشتر است و بنابراین شمار بیشترى رادیکال آزاد در بدنشان تولید می‌‌شود و آسیب وارده به مغزشان زیادتر است ، بیشتر از دیگر حیوانات می‌‌خوابند.
بینه دیگر آنکه مغز موشهایى که از خوابیدنشان جلوگیرى به عمل آمده علائم آسیب دیدگى گسترده بر اثر اکسیده شدن آشکار می‌‌سازد.
و بالاخره اینکه در سال جارى محققان به این نکته پىبرده‌اند که مغز در هنگام خواب ژنهایى را که مسوول تولید پروتئینهاى ترمیم بافتهاى آسیب دیده هستند فعال می‌‌کنند.
ا ما در مورد مرحله حرکت سریع چشمها برخى محققان معتقدند این مرحله نظیر مرحله راه اندازى یک کامپیوتر است که طى آن کامپیوتر ابتدا تمامى سیستمهاى داخلى خود را ارزیابى می‌‌کند.
مغز در این حالت اقداماتى را که در مرحله خواب عمیق انجام شده مطالعه مىکند.
برخى نیز معتقدند این فعالیت با مراحل اولیه رشد مغز در نوع آدمى ارتباط دارد.


نوشته شده در : دوشنبه 27 مهر 1388  توسط : ابراهیم دیالم.    نظرات() .

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر